حسن حسن زاده آملى

13

هزار و يك كلمه (فارسى)

حركت مطلق اعراض به حركت جوهر طبيعى متحرك بالطبع و بالتبع تعبير شود ، و خواه متحرك بالعرض . 4 - دليل ديگر بر حركت در جوهر برهان « انقلاب ماهيّت عرض به جوهر » است . در بيان آن گوييم : بنابر انكار حركت جوهريه لازم آيد كه عرض از حقيقت عرضيّت خود خارج شود و منقلب به جوهر گردد و حال اين كه انقلاب ماهيت بالضروره محال است . توضيح اين كه عرض در وجود و شئون خود به هيچ وجه استقلال ندارد بلكه تابع محض جوهر موضوع خود است و بدون ارتباط به موضوعش هيچ حكم خارجى و اثر وجودى براى او متصوّر نيست ، و بنابر انكار حركت در جوهر لازم آيد كه مثلا در صورت حركت جسم در كيف و كم ، هر يك از كيف و كم با قطع نظر از موضوعش ، در اين حكم كه خروج تدريجى از قوه به فعل است ، مستقل باشد ، پس بالضروره لازم آيد كه از ماهيت عرضيت خود خارج و منقلب به جوهر شود و حال اين كه انقلاب ماهيت - كه در اينجا انقلاب ماهيت عرضيت به جوهريت است - محال است ، و همچنين در اعراض ديگر ؛ و اما بنابر حركت در جوهر قاعدهء تبعيت اعراض بر قوّت خود باقى است و انقلاب مذكور منتفى است ؛ چه اين كه اعراض منبعث از متن طبيعت جوهر كه از شئون جوهرند خروج تدريجى آنها از قوه به فعل به تبعيت خروج تدريجى جوهر از قوه به فعل خواهد بود و قانون عرضيّت كه تابعيت محض است محفوظ است ، و هو المطلوب . اين دليل برهان دوم رساله حركت جوهريه و تحولات ذاتيه استاد آية اللّه رفيعى قزوينى ( قدّس سرّه الشريف ) است و بيان ما مستفاد از بيان آن جناب است . 5 - دليل ديگر بر حركت در جوهر برهان « حركت تكاملى طبايع » است . در بيان آن گوييم : حركت جوهرى ، خروج تجدّدى و تدريجى از قوه به فعل است . « الحركة هي الخروج التجددى من القوة الى الفعل . . . » ( اسفار ، فصل 28 ، مسلك 3 ، ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 232 ، س 25 ، ج 1 ) .